برو ای خوب من ، هم بغض دریا شو ، خداحافظ !
برو با بی کسی هایت هم آوا شو ، خداحافظ !
تو را با من نمی خواهم که « ما » معنا کنم دیگر ...
برو با یک « من» دیگر بمان « ما » شو ، خداحافظ !
من اینجا از غـروب آکــنده و خستـه
تو اما با طلوعی تازه فردا شو ، خداحافظ !
نمی پرسم چرا سوزاندی و بی اعتنا رفتی !
نمی پرسم ، تو هم تکرار غم ها شو ، خداحافظ !
دگر ای آشنا ! بیگانه کردی با خودت ما را ...
برو از غربتـم ! تنهای تنها شو ، خداحافظ !!