تبليغاتX
!... سایه ی هیچ

!... سایه ی هیچ


! هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه ی هیچیم



رهایی!

در گیر و دار و سردی هر روز زندگی

مشتاق روزگار رهایی نشسته ام

من خسته و ملول ولی هم چنان بهار

امید بر گذشتن دی ها ببسته ام

با قلب پر ز درد و دلی خونی و غمین

من عهد غیر عشق بر کس نبسته ام

دارم بسی شکایت از این کهنه سرنوشت

حالا که برگ خشک نهالی شکسته ام

افسوس کز گذشت زمان و عبور عمر

من خالی از محبت و سرشار غصه ام

تنها پر از امید به فردا نشسته ام

اکنون که از تمام جهان دل گسسته ام !!!!

 

نوشته شده در شنبه 1 مرداد1384ساعت 0:55 AM توسط none-shadow |


پيوندها

دلتنگی های شاعر خیابان آزادی

e learning

خلوت دل

گل داوودی

وقتی عشق هست, پس باید یک رنگ شن

و باز هم غم تنهایی نزد ما آمد

!!!!!!!!!! هو یجو ر ی !!!!!!!!!!

تاج ماه

دقایق عشق

تکه هایی از من

شعرهاي بي مخاطب

نبض خیس ساحل

باران

تازه های ادبی

آهای زمین

از مخمل و ابريشم

از خاک عشق...

قاب شيشه اي من

ستاره ترانه ها

دل شکسته

سفری به رویای خویشتن

ای خاتون رویاهای من , مرا دریاب

خسته ترین دختر دنیا

کلبه محبت و عاشقانه

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...

چند خطی ستاره ای

زيباترين شعرهاي امروز

مرگسایه های ف ا ص ل ه ،اسبشان که هی شود

حکایت های من...

حریم عاطفه یعنی نهایت


!روح تکانی


معبد هستي

ساحل نشين اشك

دختر کبریت فروش

شادی پلاک 14

سفیر مهتاب



آمار بازديدها

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



طراح قالب

noneshadow
Powered By
BLOGFA.COM