شور و شوق زندگی ، تا جوانه می زند
می روی و این سخن ،تازیانه می زند
من شکوفه ی ترم ،نبض قلب کوچکم
تا درین سرا دل است ، عاشقانه می زند
مُهر تلخ این خزان ،بر نهال پیکرم
لرزه بر کبوتر و آشیانه می زند
هر زمان غمم کُشد ،ناله از چه رو کنم!؟
گر همه نوازشی است ،کاین زمانه می زند
شعله شعله آتشم، وز گدازه ی تنم
اشک شمعم این چنین، دم شبانه می زند
شور و شوق زندگی تا جوانه می زند
در من آهنگ عشق، این ترانه می زند