تبليغاتX
!... سایه ی هیچ

!... سایه ی هیچ


! هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه ی هیچیم



موج سکوت...

وقت اشک است و نشان از طرب و شادی نیست

این چه رسم است که ویرانم و آبادی نیست

می کند سرزنش بند ، نمی داند جان

تا اسیر تو بود، میل به آزادی نیست

من سزاوار غمم ،نیشتری زن ای عشق !

که جگر سوخته را وحشت بیدادی نیست

شعله آسان برود ،طاقت من بیشتر است

کآتشم ، مرگ من از بستر هر بادی نیست

در قفس  رام ندارد  دل  دیوانه ی من

آشیان نیست مرا تا غم صیادی نیست

می زنی زخم و چه شیرین بنوازی با تیغ

جرم اگر عشق بود،مثل تو جلادی نیست

یاد شیرین بکن ای دل ، که ز جور دوران

ناله ها می کند این کوه که فرهادی نیست

بحر آغشته به خون است و نفس باقی نیست  

شاعر موج سکوتم که به فریادی نیست ...

 

نوشته شده در چهارشنبه 9 شهریور1384ساعت 4:23 PM توسط none-shadow |


پيوندها

دلتنگی های شاعر خیابان آزادی

e learning

خلوت دل

گل داوودی

وقتی عشق هست, پس باید یک رنگ شن

و باز هم غم تنهایی نزد ما آمد

!!!!!!!!!! هو یجو ر ی !!!!!!!!!!

تاج ماه

دقایق عشق

تکه هایی از من

شعرهاي بي مخاطب

نبض خیس ساحل

باران

تازه های ادبی

آهای زمین

از مخمل و ابريشم

از خاک عشق...

قاب شيشه اي من

ستاره ترانه ها

دل شکسته

سفری به رویای خویشتن

ای خاتون رویاهای من , مرا دریاب

خسته ترین دختر دنیا

کلبه محبت و عاشقانه

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...

چند خطی ستاره ای

زيباترين شعرهاي امروز

مرگسایه های ف ا ص ل ه ،اسبشان که هی شود

حکایت های من...

حریم عاطفه یعنی نهایت


!روح تکانی


معبد هستي

ساحل نشين اشك

دختر کبریت فروش

شادی پلاک 14

سفیر مهتاب



آمار بازديدها

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



طراح قالب

noneshadow
Powered By
BLOGFA.COM