تبليغاتX
!... سایه ی هیچ

!... سایه ی هیچ


! هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه ی هیچیم



لحظه های عمر

 

تکرار غریبانه این لحظه ها

و جای سنگین پاهای  زمان

بی رحمانه قطره های عمر را از من می گیرند

دریای عمرم نثار تو باد

ای که حسرت بوسه ی عشق

هنوز در رگهای توست ...

تنها تو ،

احساس خاکستری مرا می فهمی !

نوشته شده در شنبه 22 مرداد1384ساعت 11:4 AM توسط none-shadow |


پيوندها

دلتنگی های شاعر خیابان آزادی

e learning

خلوت دل

گل داوودی

وقتی عشق هست, پس باید یک رنگ شن

و باز هم غم تنهایی نزد ما آمد

!!!!!!!!!! هو یجو ر ی !!!!!!!!!!

تاج ماه

دقایق عشق

تکه هایی از من

شعرهاي بي مخاطب

نبض خیس ساحل

باران

تازه های ادبی

آهای زمین

از مخمل و ابريشم

از خاک عشق...

قاب شيشه اي من

ستاره ترانه ها

دل شکسته

سفری به رویای خویشتن

ای خاتون رویاهای من , مرا دریاب

خسته ترین دختر دنیا

کلبه محبت و عاشقانه

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...

چند خطی ستاره ای

زيباترين شعرهاي امروز

مرگسایه های ف ا ص ل ه ،اسبشان که هی شود

حکایت های من...

حریم عاطفه یعنی نهایت


!روح تکانی


معبد هستي

ساحل نشين اشك

دختر کبریت فروش

شادی پلاک 14

سفیر مهتاب



آمار بازديدها

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



طراح قالب

noneshadow
Powered By
BLOGFA.COM