تبليغاتX
!... سایه ی هیچ

!... سایه ی هیچ


! هیچ اگر سایه پذیرد ، ما همان سایه ی هیچیم



وقت کم می آورم !

 

پیش قلب مهربانت گاه کم می آورم

از سرای دوستی یک مشت غم می آورم

تا سحر ، بر سجده ی محراب چشم آبی ات

فرصتم دادی ، ولی من وقت کم می آورم !

گفته بودی از برای بوسه ی من تشنه ای

آتشم ، اما برایت آب هم می آورم

تا سکوت کهنه ام را بشکنم بیهوده باز

از خودم بیخود صدای زیر و بم می آورم

هر دم از رویای تو دم می زند این سینه ام

تا مگر وصلت ببینم، بازدم می آورم

رشته ی افکار خیسم ،گرم صحرای غم است

وقت یادت اشک از چشم ترم می آورم ....

نوشته شده در سه شنبه 23 اسفند1384ساعت 11:18 PM توسط none-shadow |

 

سلام ! بعد مدت طولانی فقط این متن کوتاه و دارم ! ولی به زودی حسابی به روز می کنم !!

 

و دورتر از تو

بهانه ای شده بر

بی کسی اصواتم

نوشته شده در شنبه 13 اسفند1384ساعت 10:46 AM توسط none-shadow |


پيوندها

دلتنگی های شاعر خیابان آزادی

e learning

خلوت دل

گل داوودی

وقتی عشق هست, پس باید یک رنگ شن

و باز هم غم تنهایی نزد ما آمد

!!!!!!!!!! هو یجو ر ی !!!!!!!!!!

تاج ماه

دقایق عشق

تکه هایی از من

شعرهاي بي مخاطب

نبض خیس ساحل

باران

تازه های ادبی

آهای زمین

از مخمل و ابريشم

از خاک عشق...

قاب شيشه اي من

ستاره ترانه ها

دل شکسته

سفری به رویای خویشتن

ای خاتون رویاهای من , مرا دریاب

خسته ترین دختر دنیا

کلبه محبت و عاشقانه

هیچ کس تنهایی ام را حس نکرد...

چند خطی ستاره ای

زيباترين شعرهاي امروز

مرگسایه های ف ا ص ل ه ،اسبشان که هی شود

حکایت های من...

حریم عاطفه یعنی نهایت


!روح تکانی


معبد هستي

ساحل نشين اشك

دختر کبریت فروش

شادی پلاک 14

سفیر مهتاب



آمار بازديدها

آمار بازديدکنندگان :
کاربران آنلاين :



طراح قالب

noneshadow
Powered By
BLOGFA.COM